شهرآرانیوز؛ نام گراهام بارها در کنار مهمترین تصمیمهای واشنگتن درباره ایران مطرح شد و اظهارات تند او، واکنشهای گستردهای در داخل و خارج از آمریکا برانگیخت.
لیندسی گراهام از سال ۲۰۰۳ به نمایندگی از ایالت کارولینای جنوبی وارد سنای آمریکا شد و بهتدریج به یکی از بانفوذترین جمهوریخواهان در حوزه امنیت ملی و سیاست خارجی تبدیل شد.
او عضو کمیتههای مهمی مانند کمیته نیروهای مسلح و کمیته بودجه سنا بود و در سالهای مختلف بر تدوین قوانین مرتبط با تحریمها، بودجه دفاعی و سیاستهای امنیتی آمریکا تأثیر گذاشت. گراهام همچنین یکی از نزدیکترین متحدان دونالد ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری او محسوب میشد و در بسیاری از پروندههای بینالمللی از جمله ایران، اسرائیل، روسیه و اوکراین مواضعی نزدیک به کاخ سفید اتخاذ میکرد.
در میان سیاستمداران آمریکایی، او از معدود سناتورهایی بود که آشکارا از حفظ گزینه نظامی علیه ایران دفاع میکرد و بارها خواستار افزایش فشار اقتصادی و سیاسی بر جمهوری اسلامی شد.
اگرچه تعیین سیاست خارجی آمریکا در اختیار رئیسجمهور است، اما کنگره و بهویژه سنای آمریکا نقشی تعیینکننده در تصویب تحریمها، بودجه دفاعی، فروش تسلیحات، تأیید مقامات امنیتی و شکلدهی به فضای سیاسی کشور دارند.
گراهام طی بیش از ۲۰ سال حضور در سنا، در چند محور اصلی فعال بود:
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران او را یکی از معماران جریان «فشار حداکثری» در کنگره آمریکا میدانستند. در ادامه پنج موضع جنجالی گراهام را مرور میکنیم:
یکی از مهمترین مواضع گراهام، مخالفت با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میان ایران و قدرتهای جهانی بود. او معتقد بود برجام تنها برنامه هستهای ایران را برای مدتی محدود مهار میکند و در مقابل، منابع مالی بیشتری در اختیار تهران قرار میدهد. گراهام بارها خواستار لغو این توافق شد و پس از خروج دولت ترامپ از برجام، از این تصمیم بهطور کامل حمایت کرد. او همچنین معتقد بود که هر توافق جدید باید شامل برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای ایران نیز باشد.
گراهام از نخستین سناتورهایی بود که از سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ حمایت کرد. او بارها از دولت آمریکا خواست تحریمهای شدیدتری علیه صادرات نفت، نظام بانکی و نهادهای وابسته به جمهوری اسلامی اعمال کند و هرگونه کاهش تحریمها را منوط به تغییرات اساسی در رفتار ایران دانست.
در سخنرانیهای مختلف نیز تأکید میکرد که فشار اقتصادی مهمترین ابزار آمریکا برای وادار کردن ایران به مذاکره است.
شاید جنجالیترین بخش کارنامه گراهام، حمایت آشکار او از حفظ گزینه نظامی بود. یکی از مشهورترین مواضع گراهام به سال ۲۰۱۰ بازمیگردد؛ زمانی که اعلام کرد آمریکا باید در صورت لزوم حمله پیشگیرانه علیه تأسیسات ایران را بررسی کند تا توان نظامی جمهوری اسلامی تضعیف شود. او در سالهای مختلف اعلام کرد اگر دیپلماسی و تحریمها نتوانند مانع پیشرفت برنامه هستهای ایران شوند، آمریکا باید آمادگی اقدام نظامی را داشته باشد.
پس از افزایش تنشها در منطقه، گراهام بارها خواستار پاسخ نظامی شدید شد و تأکید کرد که بازدارندگی تنها از طریق نمایش قدرت نظامی حفظ میشود.
این مواضع باعث شد بارها در رسانههای بینالمللی بهعنوان یکی از تندروترین سناتورهای جمهوریخواه معرفی شود.
یکی دیگر از ویژگیهای برجسته سیاست خارجی گراهام، حمایت همهجانبه از رژیم صهیونیستی بود. او در تمامی درگیریهای مهم خاورمیانه از مواضع اسرائیل دفاع کرد و معتقد بود امنیت اسرائیل بخشی از امنیت ملی آمریکا است.
پس از آغاز جنگ غزه در سال ۲۰۲۳ نیز گراهام بارها ایران را مسئول حمایت از گروههای مسلح منطقه دانست و خواستار افزایش فشار بر تهران شد. همین مواضع، او را به یکی از چهرههای مورد حمایت لابیهای حامی رژیم صهیونیستی در آمریکا تبدیل کرد.
در سالهای اخیر، گراهام بارها درباره تحولات داخلی ایران اظهار نظر کرد. او از اغتشاشگران و برهمزنندگان امنیتحمایت لفظی کرد، جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر متهم ساخت و از دولت آمریکا خواست فشار سیاسی و اقتصادی بر تهران را افزایش دهد.
در برخی سخنرانیها نیز با استفاده از تعابیر تند، آینده جمهوری اسلامی را با نظامهای فروپاشیده قرن بیستم مقایسه کرد؛ اظهاراتی که واکنش مسئولان را در پی داشت.
شاید هیچ سیاستمدار آمریکایی به اندازه گراهام از ادبیات تند علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده نکرده باشد. این مواضع، هم در آمریکا و هم در ایران، بازتاب گستردهای داشت.
تفاوت گراهام با بسیاری از سناتورهای دیگر، تنها در شدت اظهاراتش نبود. او به دلیل سابقه طولانی در سنا، ارتباط نزدیک با رؤسای جمهور جمهوریخواه، عضویت در کمیتههای کلیدی و نفوذ بالا در میان همحزبیهایش، توانایی اثرگذاری بر روند قانونگذاری و شکلدهی به اجماع سیاسی را داشت.
به همین دلیل، هر موضع او درباره ایران معمولاً بازتاب گستردهای در رسانههای آمریکایی و بینالمللی پیدا میکرد.
در کوتاهمدت، انتظار نمیرود درگذشت گراهام به تغییر فوری سیاست واشنگتن در قبال ایران منجر شود، زیرا این سیاست حاصل تصمیم مجموعهای از نهادها شامل کاخ سفید، وزارت خارجه، پنتاگون، شورای امنیت ملی و کنگره است.
با این حال، جمهوریخواهان یکی از بانفوذترین مدافعان سیاست فشار حداکثری را از دست دادهاند. جانشین او احتمالاً کرسی سنا را حفظ خواهد کرد، اما رسیدن به سطح نفوذ و اثرگذاری گراهام در سیاست خارجی آمریکا زمانبر خواهد بود.